مقدمه:
قال الله تعالی: یا ایها الناس انّا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عندالله اتقاکم ان الله علیم خبیر.[1]
ترجمه: ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، (اینها ملاک امتیاز نیست)، گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، خداوند دانا و آگاه است.[2]
این آیه بر تمام امتیازات ظاهری و مادی خط بطلان می کشد و اصالت را به پرهیزگاری و خداترسی می دهد و می گوید: برای نزدیک شدن به خدا هیچ امتیازی جز تقوی مؤثر نیست. در روایتی از پیامبر (ص) می خوانیم: خداوند به وضع خانوادگی و نسب شما نگاه می کند و نه به بدن های شما و نه به اموالتان، ولی به دل های شما نگاه می کند. پس کسی که قلب صالحی دارد، خدا به او لطف و محبت می کند و شما همگی فرزندان آدم اید و محبوب ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.[3]
مسئله جنسیت هم از این قبیل است، اسلام، زن را مانند مرد برخوردار از روح کامل انسانی و اراده و اختیار می داند و او را در مسیر تکامل که هدف خلقت است می بیند و هر دو را در یک ردیف قرار داده و با خطابات (یا ایها الناس) و (یا ایها الذین آمنوا) مخاطب ساخته است.
قرآن با این خطابش زن را که در قعر ذلّت و پستی بود و از هر گونه حقوق فردی و اجتماعی خویش محروم بود، و به عنوان یک موجود ناقص که فاقد روح و اراده و اختیار باشد معرفی شده بود، به اوج عزّت و سرافرازی صعود داد و تاج افتخار (کرّمنا بنی آدم) را بر فرق او نهاد و او را هم ردیف با مرد انسان و خلیفة الله فی الارض نامید.
قرآن با این بیان بر تمام عقاید و باورهای جاهلی و ادیان تحریف شده که زن را موجود وابسته و غیرمستقل و دو مرتبه پایین تر از مرد و طفیلی آن می دانستند بی اعتبار نموده و بر همۀ آن ها خط بطلان کشید. در این مقاله سعی شده است که دورنمایی از شخصیت حقوقی اقتصادی زن از دیدگاه اسلام را به طور فشرده و اجمال بیان بشود.
از معاونت پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه کمال تشکر و قدردانی می کنیم که این فرصت را در اختیار پژوهشگران و طلاب قرار داد تا مطالعه ای ولی کم در این راستا انجام دهند.
و بالله التوفیق.
بخش اول:
تعاریف و کلیات
1ـ تعریف حقوق:
انسان موجودی است اجتماعی، افراد بشر به یاری و کمک هم نوعان خود نیازمند می باشند. از این رو وضع اجتماعات بشری باید طوری باشد که زندگی همۀ افراد در آن ممکن باشد.
زندگی به صورت اجتماعی وقتی امکان دارد که قواعدی بر جامعه حکم فرما باشد و آن قواعد طرز رفتار هر فرد را نسبت به همه و همه را نسبت به آن فرد معین نماید. والاّ هر کس به دلخواه خود رفتار می کند و نتیجه اش هرج و مرج است که با وجود آن بقای جامعه و زندگی اجتماعی صورت پذیر نیست.
همه باید از قواعدی که بر جامعه حکومت دارد اطاعت نمایند. عدم تبعیت از آنها موجب بروز اختلال در جامعه می گردد. به این جهت با کسی که شانه از زیربار قبول قواعد و قانون های جامعه خالی نماید، به یکی از دو صورت باید رفتار شود: یا به اطاعت از قواعد جامعه اجبار گردد یا از جامعه طرد شود. به این قواعد در اصطلاح علمی، (حقوق) گفته می شود و هدف آن تعیین حدود است برای آزادی مطلق افراد، که رعایت آن حدود، موجب عدم مزاحمت افراد به یکدیگر و زندگی راحت اجتماعی گردد.
آن جا که انسان اختیار دارد کاری را که مایل است انجام دهد و کاری که میّال نیست از انجام آن خودداری کند (حق و آزادی) او شناخته می شود و آن جا که مکلف است به حقوق و آزادی های دیگران احترام بگذارد و از تجاوز به آنها خودداری کند (تکلیف) او محسوب می گردد. بنابراین، به طور خلاصه، حقوق عبارت است از: مجموعه قواعدی که افراد جامعه باید در روابط خود آنها را رعایت کنند و برحسب آن قواعد، اختیارات و آزادی های هر کس و تکالیفی که در برابر دیگران دارد تعیین می گردد.[4]
2ـ تعریف اشتغال و کار:
اشتغال: در فرهنگ نامه های اقتصادی، اشتغال به معنای مشغول بودن به کار تعریف شده است.[5]
بنابراین تعریف، هر گونه فعالیتی که انسان، اعم از زنان و مردان، در خانه یا بیرون از خانه انجام دهد اشتغال است. اما برخی از اقتصاددانان قید مزد و پاداش را نیز بر تعریف اشتغال افزوده و بیان داشته اند: اشتغال مشغول بودن به کاری است که پاداش و مزد در برابر آن وجود دارد. براساس این تعریف، مفهوم (اشتغال) محدودتر شده و فقط شامل کارها و فعالیت هایی می شود که در قبال آن دستمزدی پرداخت شود. اما تلاش هایی که مجانی صورت می گیرند مثل برخی از کارهای زنان در خانه، مشمول اشتغال نخواهند بود. مقصود از اشتغال زنان در اصطلاح رایج همین معنا است.
کار: در لغت به معنای تلاش و کوشش و فعالیت، و در اصطلاح اقتصادی یکی از عوامل تولید است. دانشمندان علم اقتصاد در تعریف کار گفته اند: نیروی کار یکی از عوامل عمده تولید و متشکل است از اعمال قوّه فکری یا دستی که در برابر آن مزد، حقوق، یا حق الزحمه کار و کسب گرفته می شود.[6]
براساس این تعریف، فعالیتی که در برابر آن مزد پرداخت نشود کار محسوب نمی شود به همین سبب، کاری که زنان در خانه انجام می دهند فعالیت اقتصادی به شمار نمی آیند و زنان خانه دار در جمعیت غیر فعال و بیکار قرار می گیرند.[7]
3ـ ارزش کار در اسلام:
اسلام دین کار و تحرک است و ضد بیکاری و تنبلی، منطق قرآن، منطق کار و تحرک است و موفقیت انسان را در گرو کار و عمل می داند، چه موفقیت معنوی و اخروی و چه موفقیت دنیوی، چنان که فرمود: «br&ur }•ø©9 Ç`»|¡SM~Ï9 wÎ) $tB 4Ótëy *¨br&ur ¼çmu÷èy t$ôqy 3tã * •NèO çm1tøgä uä!#tyfø9$# 4nû÷rF{$#»[8]
برای انسان جز حاصل تلاش او نیست و نتیجه کوشش او به زودی دیده خواهد شد، سپس هر چه تام تر وی را پاداش دهند.
با توجه به این که اسلام دین کار است به طور اختصار به ارزش کار در اسلام می پردازیم.
کار، در نظام ارزشی اسلام به عنوان راز آفرینش و حکمت وجود مطرح است. آدمی جوهرۀ وجودی خویش را با سعی و تلاش می نمایاند و ارزش حقیقی خود را با کار تعیین می کند.
خدای سبحان انسان را آفرید و روح منسوب به خویش را در او به ودیعت نهاد: (#sÎ*sù ¼çmçF÷•qy àM÷xÿtRur ÏmÏù `ÏB ÓÇrr)[9] و هر آن چه را که در جهت کسب کمالات و تعالی روحی و مادی، ضروری بود مسخّر وی ساخت: (óOs9r& (#÷rts? ¨br& ©!$# t¤y Nä3s9 $¨B Îû ÏNºuq»yJ¡¡9$# $tBur Îû ÇÚöF{$#)[10] و او را وصف کرامت و فضیلت بر بسیاری از پدیده ها ستود: (ôs)s9ur $oYøB•x. ûÓÍ_t/ tPy#uä öNßg»oYù=uHxqur Îû Îhy9ø9$# Ìóst7ø9$#ur Nßg»oYø%yuur ÆÏiB ÏM»t7Íh©Ü9$# óOßg»uZù=Òsùur 4n?tã 9ÏV2 ô`£JÏiB $oYø)n=yz WxÅÒøÿs?)[11]
و به راستی، ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا بر مرکب ها نشاندیم و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آنان را بر بسیاری از آفریده های خود، برتری آشکار دادیم ـ دین الهی انسان را به کرامت ستود تا با کار و تلاش، هم به عمران و آبادانی زمین بپردازد:
(4n<Î)ur yqßJrO öNèd%s{r& $[sÎ=»|¹ 4 tA$s% ÉQöqs)»t (#rßç6ôã$# ©!$# $tB /ä3s9 ô`ÏiB >m»s9Î) ¼çnçöxî ( uqèd Nä.r't±Rr& z`ÏiB ÇÚöF{$# óOä.tyJ÷ètGó$#ur $pkÏù)[12] و هم با کارهای شایسته، به حکمت وجودی خود پی ببرد و کرامت نفسانی خویش را تحصیل کند.
عزت و کرامت و استقلال هر ملتی در گرو همت و تلاش آن ملت است چنان که فرومایگی و زبونی و افسردگی هر امتی، پیامد تنبلی و راحت طلبی و بیکاری اوست.
فعالیت تولیدی و کسب و کار، با چیرگی بر طبیعت و استخدام آن وظیفه مستمر روزانه است و حوزۀ کار بشر، محدود به نقطه خاصی نیست، بلکه از اعماق دریاها تا اوج آسمان ها و فراخنای خشکی و صحرا میدان کار و تلاش است.
کار منحصر به فعالیت بدنی نیست بلکه دانشمندی که با دانش و تحقیق خود در رفع مشکل علمی جامعه می کوشد یا پزشکی که بیماران را مداوا می کند یا مهندسی که طرح فنّی می ریزد یا دانش پژوهی که در راه تحصیل دانش رنج می برد... هر کدام از این کوشش های علمی و پژوهش های تحقیقی، مصداق بارزی از مصادیق کارند، با این تفاوت که ارزش آن ها یکسان نیست.
اسلام، برخی شغل ها را واجب، بعضی را حرام، بخشی را مستحب و پاره ای از شغل ها را مکروه می داند و یکی از حقوق فرزندان بر پدر را انتخاب شغل مناسب برای فرزند می شمارد.[13]
وجود استعدادهای متفاوت و همت های گوناگون و سلیقه های مختلف که موجب پدید آمدن شغل های متنوع می شود، براساس حکمت الهی و لازمۀ خلقت و ضرورت ادامه حیات جوامع بشری است. بنابراین، دست آفرینش برای چرخش این نظام در وجود هر فردی توانی مخصوص و استعدادی ویژه به ودیعت نهاده، به گونه ای که فرد به تنهایی نمی تواند همه نیازهای خود را برطرف سازد و ناچار باید افراد گوناگون و استعدادهای مختلف را در جهت رفع نیازهای خود به خدمت گیرد. از این رو اصل استخدام و اشتغال امری طبیعی است ولی چگونگی آن باید در چارچوب ضوابط شرعی و اخلاقی قرار گیرد.[14]
اسلام برای رعایت حقوق کارگر و حفظ کرامت وی و کارفرما، نکات حقوقی ظریف و دستورهای اخلاقی دارد که به خاطر اختصار و عدم گنجایش و مجال بحث از آوردن آنها خودداری می شود.
4ـ عدم تأثیر ذکورت و انوثت در فعلیت انسان:
در کتب عقلی آمده است که ذکورت و انوثت مربوط به ماده است، نه صورت و چون شیئیت هر چیزی را صورت آن تشکیل می دهند مذکر و مؤنث بودن أشیا در فعلیت و شیئیت آنها دخیل نیست.
بزرگان اهل حکمت، مذکر و مؤنث بودن را از شئون ماده شیئی می دانند، نه از شئون صورت آن، یعنی ذکورت و انوثت در بخش صورت و فعلیت، بی اثر است و تنها در بخش مادّه نقش دارد، از این رو در مقام بیان فرق صورت و ماده می گویند که ماده اصنافی دارد که بعضی از آن اصناف، مذکر و بعضی دیگر مونث است. نشانۀ این که مرد و زن بودن، مربوط به ماده است و نه صورت، این است که این دو صنف، اختصاص به انسان ندارد و در حیوان و گیاهان هم هست و براساس قیاسی استثنایی، هر چیزی که متعلق به مراتب پایین تر از انسان است، مربوط به صورت انسانی نیست، چون اگر به صورت انسان برمی گشت، هرگز پایین تر از انسان، واجد آن نمی شد.[15]
بخش دوم:
زن و حقوق اقتصادی
ـ ضرورت تفاوت جنسیت:
اگر فرض شود که همه جامعه انسانی مرد باشند، از تصور چنین فرضی، عدم آن لازم می آید، زیرا که دیگر همه ای در کار نخواهد بود، چون با نبود زن، مردی متولد نمی شود و اگر مرد نباشد، زن به تنهایی نمی تواند مبدأ پیدایش نسل باشد، بنابراین از یک سو جامعه نیاز به زن و مرد دارد و هر دو رکن این نظام انسانی هستند و از طرف دیگر، اگر مردها زن می شدند یا برعکس، باز این مشکل و سوال مطرح بود که چرا یکی زن آفریده شده است و آن دیگری مرد؟
بر پایۀ منطق قرآن کریم خدای سبحان به هیچ کس ستم نکرده و نمی کند: (wur ÞOÎ=ôàt y7/u #Ytnr&)[16]، (3$tBur y7/u 5O»¯=sàÎ/ ÏÎ7yèù=Ïj9)[17] نه تنها ستم نمی کند بلکه قائم به قسط است و به همین جهت، مردم را به قسط و عدل دعوت می کند و معیار قسط و عدل را هم به آنان ارائه می دهد. قرآن در تبیین قائم به قسط بودن خداوند می فرماید: (yÎgx© ª!$# ¼çm¯Rr& Iw tm»s9Î) wÎ) uqèd èps3Í´¯»n=yJø9$#ur (#qä9'ré&ur ÉOù=Ïèø9$# $JJͬ!$s% ÅÝó¡É)ø9$$Î/)[18].
یعنی خداوند چون قائم به قسط است، کارش شهادت می دهد که شریک ندارد و وجود قسط و عدل و هماهنگی در جهان، نشانۀ وجود مبدأ واحد برای عالم است؛ زیرا در صورت تعدّد مبدأ برای عالم، قسط و عدلی در جهان به عنوان هماهنگی خلقت یافت نمی شد.
در زمینۀ دعوت مردم به قسط و عدل نیز می فرماید: (ö@è% zsDr& În1u ÅÝó¡É)ø9$$Î/)[19] و پیرامون فرستادن معیار تشخیص قسط و عدل به همراه انبیا می فرماید: (ôs)s9 $uZù=yör& $oYn=ßâ ÏM»uZÉit7ø9$$Î/ $uZø9tRr&ur ÞOßgyètB |=»tGÅ3ø9$# c#uÏJø9$#ur tPqà)uÏ9 â¨$¨Y9$# ÅÝó¡É)ø9$$Î/).[20]
پس از عقل و نقل بر می آید که دو نظام آفرینش، ستم نیست، بنابراین هیچ زن یا مردی نمی تواند بگوید که به او ظلم شده یا بپندارد که در نظام هستی به او برتری داده شده است.
2ـ سرّ تفاوت زن و مرد:
مردم با استعدادهای مختلف و شرایط گوناگون آفریده شده اند و اگر هم در یک سطح از استعداد و قدرت بودند، نظام هستی متلاشی می شد، چون کارها گوناگون است و آنها را باید استعدادهای گوناگون به عهده گیرند، از این رو باید تفاوت باشد و اگر بالاترها به جای پایین ترها قرار گیرند یا برعکس، باز این سوال محفوظ است که چرا تفاوت هست؟ قهراً نمی شود اصل تفاوت را انکار کرد و اگر مهره ها هم تبدیل شود، سوال عوض نخواهد شد، چون تا شئون متفاوت وجود دارد، قهراً استعدادهای گوناگون لازم است و لازمۀ آن وجود افراد متفاوت است.
رهنمود قرآن کریم دربارۀ تفاوت موجودات چنین است:
1ـ باید زندگی به بهترین وجه اداره شود.
2ـ تسخیر متقابل موجودات و هماهنگی میان آحاد و طبقات متفاوت، موجب ادارۀ نظام به بهترین وجه است.
همان طور که اختلاف طبقات، استعدادها، گرایشها، جذبها و دفعها هیچ یک معیار فضیلت نیست و ابزار لازم برای تحقق تسخیر متقابل و دو جانبه است، اختلاف زن و مردم هم چنین است، یعنی استعداد برتر انسان ها نشانۀ فضیلت معنوی و تقرّب به خدا نیست. هر کس بتواند از این استعداد برتر فایده ای بهتر ببرد و خالصانه تر کار کند، به مرتبۀ بالاتری از تقوا می رسد و از این جهت به کمال محض نزدیک تر خواهد شد، وگرنه چه بسا این استعداد زاید برای او وبال باشد، پس استعدادها فضیلتی ظاهری است. بنابراین، تفاوت ها برای تسخیر متقابل و دو جانبه و بهره مندی از یک دیگر است و هیچ کس حق ندارد به سبب داشتن قدرت و امکانات استعدادی یا غیر استعدادی از دیگران تسخیر یک جانبه طلب کند. بلکه باید تسخیر متقابل و خدمت متقابل باشد تا نظام به بهترین وجه اداره شود و عدم تسخیر، استهزا و منافع دیگران را رایگان به سود خود بردن است که قرآن آن را نهی کرده و ستم نامیده است.
پس محور اصلی تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه و تهذیب و حقوق و ... که برنامۀ رسمی پیام آوران الهی است، گوهر ذات انسان است که موجودی مجرد است و از این جهت، نه مذکر است و نه مؤنث.
فرق میان زن و مرد، گذشته از ساختار بدن که ابزار روح مجرد انسانی است، در برخی از شئون نفس مجرد است. بر این اساس، روح مجرد مرد، بعضی اوصاف و بینش ها و گرایش های خاص دارد که با تجرد نفس او سازگار است و روح مجرد زن نیز برخی اوصاف مخصوص دارد که آن هم با تجرّد نفس انسانی منافات ندارد.
بررسی وظایف مشترک زن و مرد نشان خواهد داد که خطوط جامع تعلیم و تزکیه که مهم ترین رسالت انبیاء است، در آن ها حضور دارد و نیز بررسی وظایف خاص هر یک از دو صنف مزبور نشان خواهد داد که وظایف اختصاصی هر یک، به منزلۀ شرح همان متن جامع و مشترک است و هرگز مباین با آن نیست.[21]
البته ناگفته نماند که زن و مرد از نظر بدن و دستگاه های مغز و از لحاظ اندیشه، جذبه، گرایش، کشش، انجذاب و عاطفه و ... یکسان نیستند که این هم در جای خود لازم و ضروری است.
3ـ جایگاه حقوقی ـ اجتماعی زن:
قرآن دربارۀ عظمت حقوقی و اجتماعی زن می فرماید: ($ygr'¯»t z`Ï%©!$# (#qãYtB#uä w @Ïts öNä3s9 br& (#qèOÌs? uä!$|¡ÏiY9$# $\döx. ( wur £`èdqè=àÒ÷ès? (#qç7ydõtGÏ9 ÇÙ÷èt7Î/ !$tB £`èdqßJçF÷s?#uä HwÎ) br& tûüÏ?ù't 7pt±Ås»xÿÎ/ 7poYÉit6B 4 £`èdrçŰ$tãur Å$rã÷èyJø9$$Î/ 4 bÎ*sù £`èdqßJçF÷dÌx. #Ó|¤yèsù br& (#qèdtõ3s? $\«øx© @yèøgsur ª!$# ÏmÏù #Zöyz #ZÏW2).[22]
ای اهل ایمان! برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه و جبر به میراث گیرید و بر زنان سختگیری و بهانه جویی مکنید که قسمتی از آن چه مهر آنها کرده اید، به جور بگیرید، مگر عمل زشت و ناشایستی از آنها آشکار شود و با آن ها در زندگی با انصاف و خوش رفتار باشید و چنان چه دلپسند شما نباشند، اظهار کراهت مکنید، بسا چیزها ناپسند شماست و حال آن که خدا در آن خیر بسیاری قرار داده است.
قرآن در بخش مسائل اجتماعی در آیۀ مذکور می فرماید: با زنها معاشرت نیک و معروف داشته باشید و زن را چون مرد در مجامع خود راه دهید و اگر خوشایندتان نیست که آن ها در مجامع شما شرکت کنند، این کار ناخوشایند را تحمل کنید زیرا ممکن است خیر فراوانی در این کار باشد و شما ندانید.
معاشرت در (£`èdrçŰ$tãur Å$rã÷èyJø9$$Î/ 4) گرچه در زمینۀ امور خانوادگی است، اما اختصاص به آن ندارد، زیرا ملاک آن در مسائل اجتماعی نیز وجود دارد. گاهی بر اثر تعصب جاهلی یا رواج فرهنگ نادرست یا تعصب خام و مانند آن، مردها خوش نمی دارند که زنان مانند آنها در جامعه و صحنه های سیاست و اقتصاد و اداره جامعه، درمان و پزشکی، فرهنگ و تدریس و ... سمت و حضور داشته باشند، لیکن باید این امر را تحمّل کنند شاید خیر فراوانی در این کار باشد که نمی دانند.
معروف هر چیزی است که نزد عقل و پیش وحی و صاحب شریعت به رسمیت شاخته شده است و غیر آن منکر و ناشناخته است. قرآن می فرماید: با صنف زن به گونه ای رفتار کنید که عقل و شرع آن را به رسمیت می شناسد و این قشر عظیم را منزوی و با آنها بدرفتاری نکنید.[23]
4ـ زن و حق مالکیت:
یکی از مسائل مهم و مورد توجه در مسئله حقوقی زن این مسئله است که آیا زن در امور مالی و اقتصادی از دیدگاه اسلام از چه حق و حقوقی برخوردار است؟
اسلام به زن استقلال اقتصادی بخشیده است تا وی، مانند مردان از حق، مالکیت و تصرف در اموال خویشتن، بدون نظارت و قیمومیّت کسی، بهره ببرد و با اختیار خویش ثروت اش را در راهی که نیاز می داند صرف کند و یا طبق میل خود شغل انتخاب کند و یا کار فرهنگی بکند یا در عرصه سیاست پا بگذارد ... .
این مطلب از آن جا دارای اهمیت می باشد که زن در طول تاریخ از این حق یا به کلّی محروم بوده و یا از حق مناسب و شایسته خودش به طور کامل برخوردار نبوده است. قبل از ظهور اسلام و در دوران جاهلیت به همان دلیل که برای زن کمترین جایگاه انسانی و ارزش قایل نبودند حق مالکیت و ... هم نداشته و مالک هیچ چیز به حساب نمی آمد، حتی در مواردی چون ارث نه تنها زن مالک سهم خود نمی شد بلکه خودش جزء مایملک متوفّی به حساب می آمد و بسان اشیاء به سایر ورثه انتقال پیدا می کرد.[24]
اما در جوامع بشری دو قرن اخیر که مردم شاهد متمدّن شدن دارایی قانون کشوری و بین المللی بودند گرچه وضعیت زن نسبت به دوران جاهلیت یک درجه بهتر شده بود و مالک مالی به حساب می آمد، ولی به حقوق کامل خود از این جهت نرسیدند که به عنوان شخصیت غیر مستقل شناخته می شد، مانند صغیر و مجنون محجور و ... از تصرف در اموال خود ممنوع بوده است. این طرز تفکر حتی در قانون مدنی به اصطلاح مترّقی فرانسه هم دیده می شود که به عنوان نمونه به چند ماده از موادی که دربارۀ روابط مالی زوجین سخن می گوید اشاره می شود. از ماده 215 و 217 استفاده می گردد که زن شوهر دار نمی تواند بدون اجازه و امضاء شوهر خود هیچ عمل حقوقی را انجام دهد، و هر گونه معامله برای او محتاج به اذن شوهر است.
البته در صورتی که شوهر نخواهد از قدرتش سوءاستفاده کرده و بدون علت موّجه از اجازه دادن امتناع ورزد. طبق ماده 1242 شوهر حق دارد به تنهایی در دارایی مشترک بین زن و مرد هر گونه تصرف که بخواهد بکند و اجازۀ زن لازم نیست. البته با این قید که هر معامله ای که از حدود اداره کردن خارج باشد و موافقت و امضاء زن لازم است.
و از این بالاتر در ماده 1428 حق ادارۀ کلیه اموال اختصاصی زن را هم به مرد محوّل کرده است. البته با این قید که در هر گونه معامله ای که از حدود اداره کردن خارج باشد موافقت و امضاء زن لازم است.[25]
این وضعیت تا قبل از صد سال تقریباً در تمام کشورهای اروپایی حاکم بود، در انگلستان که سابقاً شخصیت زن کاملاً در شخصیت شوهر محو بوده دو قانون، یکی در سال 1870، دیگری در سال 1900 میلادی به اسم قانون مالکیت زن شوهر دار از زن رفع حجر نموده، در قانون ایتالیا سال 1919 میلادی زن را از شمار محجورین خارج کرد و در قانون مدنی آلمان سال 1900 میلادی و در قانون مدنی سوئیس سال 1907 میلادی آمده زن مثل شوهر خود اهلیت دارد، در قانون فرانسه در سال 1938 میلادی در حدود حجر زن شوهردار را تعدیل کرده است.[26]
امّا اسلام قبل از 1400 سال یعنی هزار و سیصد سال قبل از اروپا این قانون را گذراند.
انواع و اقسام ارتباطات مالی و اقتصادی را برای زن بلامانع دانسته و برای او استقلال و آزادی کامل داده تا بتواند در اموال شخصی خود هر گونه دخل و تصرف نماید و بدون این که کسب و موافقت شوهر لازم باشد، اعم از این که آن اموال قبل از ازدواج به دست آمده باشد و یا بعد از آن، از راه کسب و کار باشد و یا از راه ارث و امثال آن به دست آمده باشد.
زن در اسلام، افزون بر ادارۀ خانه و تربیت فرزندان که از مهم ترین وظایف اوست در بسیاری از مسئولیت های اجتماعی با مردان شریک است و انجام این وظیفه (خواه و ناخواه) او را از حصار خانه به صحنه های اجتماع و در عرصه های سیاست و اقتصاد و ... می کشاند. این نه تنها با حفظ حجاب و عفاف که وظیفۀ دیگر اوست منافات ندارد، بلکه او را در انجام بهتر مسئولیت های اجتماعی یاری می کند. آن چه با انجام به وظایف او منافات دارد، وجوب خانه نشین است، امری که اسلام هرگز طرفدار آن نیست. جای جای تعالیم و سیرۀ متشرعین در صدر اسلام نیز گواه این مدعاست، به گونه ای که محقق را در انتخاب شواهد و نمونه ها متحیر می سازد.[27]
5ـ زن و حق اشتغال:
فعالیت اقتصادی و کار و تلاش، همواره قرین زندگی زنان بوده است. زنان درطول تاریخ، علاوه بر انجام کارهای خانه، همیشه همگام با مردان به فعالیت هایی مثل کشاورزی و دام داری اشتغال داشته است و از این طریق، بخشی از هزینه خانواده را بر دوش کشیده و به اقتصاد و خانواده کمک می کرده اند. اما در زمان های گذشته، فعالیت های یاد شده نظیر سایر کارهایی که زنان در خانه انجام می دادند، کارخانه به شمار می رفته و در مقابل آن مزدی به زن پرداخت نمی شده است.
با حرکت جوامع به سوی دستاوردهای جدید و تبدیل کارگاه های خانگی و کوچک به کارخانه و جایگزینی ماشین به جای نیروهای انسانی، اشتغال زنان به فعالیت های اقتصادی بیرون از خانه، طی چند دهه اخیر، اهمیت ویژه ای یافته است، به گونه ای که در حال حاضر مشارکت اقتصادی و اشتغال زنان به فعالیت های اقتصادی در بیرون خانه، یکی از مسائل مهم و مطرح زنان در جامعه امروز ماست.
چنان که در تعریف کار و اشتغال نیز ذکر شد که کارهایی که زنان در خانه انجام می دهند و در مقابل آن ها مزدی دریافت نمی کنند از اصطلاح رایج خارج است لذا بحث ما در این مقاله در ارتباط با کارها و فعالیت های اقتصادیی است که در مقابل آن مزد می گیرند، زیرا آن چه امروز به عنوان یک مسئله مهم مطرح است و موافق و مخالف در ارتباط با آن در کتاب ها و مقالات به بحث و بررسی می پردازند، اشتغال زنان به کار و فعالیت اقتصادی در مراکز تولیدی و خدماتی و اداری در بیرون از خانه است.
پس سوال اصلی این است که آیا زنان می توانند همانند مردان در عرصه اجتماعی، فعالیت اقتصادی داشته باشند، یا تلاش در عرصه اجتماعی، و کار و تولید و تجارت و بازرگانی و ارائه خدمات عمومی ویژه مردان است؟ در این نوشته به بررسی این مسئله از نگاه قرآن و اسلام می پردازیم.
5ـ 1: شواهد قرآنی جواز بر فعالیت های اقتصادی زنان:
واژه های (فعل)، (عمل)، (کسب) در قرآن به معنای کار و تلاش هستند، اما معمولاً به معنای اقتصادی آن که خصوص فعالیتی است که برای تحصیل درآمد انجام می گیرد و در برابر آن مزدی پرداخت می شود به کار نمی رود، برای مثال واژه (فعل) و مشتقات آن قریب 108 بار در قرآن به کار رفته اند که در هیچ یک از آنها مراد از (فعل) کار اقتصادی و تلاش مادی نیست. واژۀ (عمل) و مشتقات آن قریب 360 مورد در آیات آمده اند که بیشتر آن ها به معنای تلاش اخروی است. تنها در برخی از آیات به معنای تلاش مادی به کار رفته اند، مثل: ($¨Br& èpoYÏÿ¡¡9$# ôMtR%s3sù tûüÅ3»|¡yJÏ9 tbqè=yJ÷èt Îû Ìóst7ø9$#)[28] (ÆÏBur ÈûüÏÜ»u¤±9$# `tB cqß¹qäót ¼çms9 cqè=yJ÷ètur WxyJtã tbrß Ï9ºs)[29] ((z`ÏBur Çd`Éfø9$# `tB ã@yJ÷èt tû÷üt/ Ïm÷yt)[30] واژه (کسب) نیز 67 بار در قرآن به کار رفته، ولی معمولاً به معنای کار اقتصادی نیست. تنها در یک مورد در آیه (4ÉA%y`Ìh=Ïj9 Ò=ÅÁtR $£JÏiB (#qç6|¡oKò2$# ( Ïä!$|¡ÏiY=Ï9ur Ò=ÅÁtR $®ÿÊeE tû÷ù|¡tGø.$#)[31] به معنای تلاش مادی و کسب درآمد استعمال شده است که می توان برای اثبات مشروعیت فعالیت اقتصادی زنان به آنان استناد کرد. پس هر چند معنای لغوی این واژه ها (کار) است، به ویژه لفظ (عمل) که در کتاب های عربی امروز به معنای تلاش اقتصادی به کار می رود، اما در بحث قرآنی نمی توانیم برای اثبات یا رد اشتغال زنان به این آیات استناد کنیم. آیات دیگری که در این موضوع می توانند ما را یاری دهند آیاتی هستند که واژه های به کار رفته در آن ها به صراحت، به معنای کار نیست، اما به دلالت التزامی، معنای کار و تلاش مادی از آن ها استفاده می شود. این آیات را می توان در چهار گروه بررسی کرد؛
گروه اول: آیات وفای به عهد
($ygr'¯»t úïÏ%©!$# (#þqãYtB#uä (#qèù÷rr& Ïqà)ãèø9$$Î/)[32]، ((#qèù÷rr& Ïqà)ãèø9$$Î/) امر است و انسان ها را به وفا کردن به هر چیزی که به آن (عقد) گفته شود امر کرده است. این آیه از دو جهت فراگیر است: نخست از جهت مصداق عقد، زیرا در آن عقد خاصی ذکر نشده است.
دوم از جهت مخاطب که زن و مرد را شامل می شود نه در این آیه و نه در هیچ آیه دیگری حکم وفای به عقد به گروه یا صنف خاصی منحصر نشده است. بنابراین، بر زن و مرد واجب است که به پیمان ها و قراردادهای خود از هر نوعی که باشند وفا کنند. استفاده مشترک زن و مرد در وجوب به وفای به عقود شرعی، به اندازه ای روشن بوده است که فقیهان در سراسر فقه، برای لزوم وفای به عقد به این آیه استدلال کرده و در هیچ موردی از دخالت جنسیت در الزام آیه شریفه بحثی نکرده اند. بنابراین لزوم وفای به عقد و اشتراک زن و مرد در این خطابات دلیل بر جواز مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی و تحصیل درآمد از طریق اجاره یا تجارت و بازرگانی و عقود شرعی دیگر است.
گروه دوم: آیات تحلیل و تحریم برخی از معاملات
آیه (3¨@ymr&ur ª!$# yìøt7ø9$# tP•ymur (#4qt/Ìh9$#)[33] و یا (wur (#þqè=ä.ù's? Nä3s9ºuqøBr& Nä3oY÷t/ È@ÏÜ»t6ø9$$Î/)[34] و یا ($ygr'¯»t úïÏ%©!$# (#qãYtB#uä w (#þqè=à2ù's? Nä3s9ºuqøBr& Mà6oY÷t/ È@ÏÜ»t6ø9$$Î/ HwÎ) br& cqä3s? ¸ot»pgÏB `tã <Ú#ts? öNä3ZÏiB)[35] و آیات زیاد دیگر جنس بیع را به طور مطلق حلال و جنس ربا را حرام کرده اند آیه یا روایتی که بر دخالت جنسیت در این حکم دلالت داشته باشند نداریم. لذا حکمی که برای بیع و ربا بیان شده، از احکام مشترک میان زن و مرد است. هم چنین در برخی از آیات مذکوره ملاک ممنوعیت یا مشروعیت فعالیت های اقتصادی، صادق بودن عنوان (اکل مال به باطل) یا (¸ot»pgÏB `tã <Ú#ts?) قرار داده شده است ولی در هیچ یک از آنها، فعالیت های اقتصادی زن در بیرون از خانه مصداق (اکل مال به باطل) دانسته نشده است. بنابراین مشروع و مجاز خواهد بود.
گروه سوم: آیات امر به کار و تلاش مادی:
دسته ای دیگر از آیات به رغم این که مشتمل بر واژگانی رایج در اقتصاد و فقه نیستند، اما می توان از آنها جواز فعالیت اقتصادی و اشتراک میان زن و مرد را نتیجه گرفت مانند آیات ذیل:
(ãNä3/• Ï%©!$# ÓÅe÷ã ãNà6s9 ù=àÿø9$# Îû Ìóst7ø9$# (#qäótGö;tGÏ9 `ÏB ÿ¾Ï&Î#ôÒsù 4 ¼çm¯RÎ) c%x. öNä3Î/ $VJÏmu)[36] و یا (#sÎ*sù ÏMuÅÒè% äo4qn=¢Á9$# (#rãϱtFR$$sù Îû ÇÚöF{$# (#qäótGö/$#ur `ÏB È@ôÒsù «!$# (#rãä.ø$#ur ©!$# #ZÏWx. ö/ä3¯=yè©9 tbqßsÎ=øÿè?)[37] و آیات بسیاری دیگر که در آنها کلمات ترکیبی (و ابتغوا من فضل الله و فضل ربکم) و ... استفاده شده است.
مفسران (ابتغاء فضل) را در این آیات به تجارت و کسب و تلاش اقتصادی تفسیر کرده اند.[38]
از سوی دیگر، آیات یاد شده از جهت مخاطب اطلاق دارند بر این معنا که مخاطب دو فعل (تبتغوا) و (ابتغوا) خصوص مردان نیست بلکه نظیر خطابات دیگر قرآن شریف است که میان زن و مرد مشترک است مگر در جایی که دلیلی بر اختصاصی آن به مرد داشته باشیم. هم چنین از حیث نوع اشتغال نیز آیه در مقام بیان شغل خاصی نبوده است. بدین روی براساس این آیات، اصل اولی جواز انواع تصرفات زن در طبیعت و معاملات و تجارت است، مگر آن چه به دلیل قطعی خارج شده است.
گروه چهارم: اشتغالات خاص
گروه دیگر آیاتی است که می توان از آنها جواز اشتغال زنان به برخی از حرفه های خاص را اصطیاد کرد. تاکید بر این نکته ضروری است که آیاتی که از آنها یاد می شود، در مقام بیان حرفه و شغلی برای انسان ها نیست، بلکه در این دسته از آیات، انجام برخی از کارها مجاز اعلام شده است. کارهایی که اشتغال به آنها در میان مردم عصر نزول رایج بوده و هم اکنون هم انسان هایی به آن کارها اشتغال دارند. با توجه به مجوزی که قرآن برای انجام آن کارها به انسان داده و این اجازه را به گروه یا صنف ویژه ای اختصاص نداده است، می توان جواز اشتغال زنان به آن کار را از دیدگاه قرآن استفاده کرد. این کارها عبارتند از:
(الف) صیادی: ($pkr'¯»t tûïÏ%©!$# (#qãZtB#uä w (#q=ÏtéB uȵ¯»yèx© «!$# wur tök¤¶9$# tP#tptø:$# wur yôolù;$# wur yÍ´¯»n=s)ø9$# Iwur tûüÏiB!#uä |Møt7ø9$# tP#tptø:$# tbqäótGö6t WxôÒsù `ÏiB öNÍkÍh5• $ZRºuqôÊÍur 4 #sÎ)ur ÷Läêù=n=ym (#rß$sÜô¹$$sù 4 wur öNä3¨ZtBÌøgs ãb$t«oYx© BQöqs% br& öNà2r|¹ Ç`tã ÏÉfó¡yJø9$# ÏQ#tptø:$# br& (#rßtG÷ès? ¢ (#qçRur$yès?ur n?tã ÎhÉ9ø9$# 3uqø)G9$#ur ( wur (#qçRur$yès? n?tã ÉOøOM}$# Èbºurôãèø9$#ur 4 (#qà)¨?$#ur ©!$# ( ¨bÎ) ©!$# ßÏx© É(>$s)Ïèø9$#[39]
(ب) ماهیگیری و غواصی: (uqèdur Ï%©!$# t¤y tóst7ø9$# (#qè=à2ù'tGÏ9 çm÷ZÏB $VJóss9 $wÌsÛ (#qã_Ì÷tGó¡n@ur çm÷YÏB Zpuù=Ïm $ygtRqÝ¡t6ù=s?).[40]
(ج): دایگی: (4 ÷bÎ*sù z`÷è|Êör& ö/ä3s9 £`èdqè?$t«sù £`èduqã_é& ()[41]
(د): دامداری، ($£Js9ur yuur uä!$tB útïôtB yy`ur Ïmøn=tã Zp¨Bé& ÆÏiB Ĩ$¨Y9$# cqà)ó¡o yy_urur `ÏB ãNÎgÏRrß Èû÷üs?r&tøB$# Èb#yräs?...).[42]
5ـ 2: شواهد روایی بر جواز فعالیت های اقتصادی زنان
زنان فراوانی در صدر اسلام در زمان پیامبر گرامی (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام به فعالیت های اقتصادی اشتغال داشتند.[43] و ائمه اطهار علیهم السلام نه تنها آنان را از کار و تلاش نهی نمی کردند، بلکه در برخی موارد لحن سخن یا طرز برخورد پیامبر (ص) یا امام با زنان مشاغل به گونه ای بود که تشویق به ادامه کار نیز از آن استفاده می شود. برخی از این کارها عبارتند از:
(1) بافندگی[44] (2) نوحه خوانی [45] (3) آرایشگری[46] (4) عطر فروشی[47]
به خاطر اختصار فقط به یک روایت بسنده می کنیم. ابن ابی عمیر با واسطه، از امام صادق (ع) روایت کرده است که: یکی از زنانی که به آرایشگری بانوان اشتغال داشت، بر پیامبر (ص) وارد شد، پیامبر اکرم (ص) به وی فرمود: آیا شغلت را رها کرده ای یا بر آن باقی هستی؟ زن گفت: ای رسول خدا. بر شغلم باقی هستم و ادامه می دهم، مگر آن که مرا از آن نهی کنی تا کنار بگذارم، حضرت نه تنها او را از آن کار منع نکرد، بلکه اجازه فرمود به کارش ادامه دهد و او را به برخی از آداب این کار نیز راهنمایی فرمود.[48]
پس از آیات و شواهد روایی یاد شده می توان استفاده کرد که اسلام نسبت به اشتغال زنان دید منفی ندارد و کار و تلاش اقتصادی را در خانه یا بیرون از خانه برای زنان ممنوع نکرده است.
البته تذکر این نکته ضروری است که آن چه به عنوان دیدگاه اسلام در ارتباط با اشتغال زنان بیان شد مربوط به نفس کار و تلاش اقتصادی و بیان جواز این عمل برای زنان است. اما این که زنان برای حضور در محل کار چه شرایطی را باید رعایت کنند؟ چه شغلی برای زنان شایسته تر است؟ کدام کار با حالت روحی و جسمی زن متناسب است؟ حق تقدم با کار خانه است یا بیرون، در صورت تزاحم میان رسیدگی به فرزندان و همسر و اشتغال به کار بیرونی، ترجیح با کدام است؟ این پرسش ها و ده ها پرسش دیگر باید در جای خود بحث شود که این مقاله مختصر گنجایش همه مطالب را ندارد.
نتیجه:
امروزه حقوق اقتصادی زنان از قبیل حق مالکیت و حق اشتغال یکی از مسائلی است که در اجتماع مطرح است و زنان به علل گوناگون به کار روی می آورند و حتی مجبور گشته اند علاوه بر مسئولیت های خود در خانه و تربیت فرزندان، مسئولیت های اجتماعی را نیز پذیرا گردند در این باره حضرت آیه الله جوادی آملی می فرماید: ما نمی توانیم بگوئیم که نیمی از جمعیت وارد اشتغال نشوند، چرا که اموری در جامعه وجود دارد که باید توسط زنان انجام شود و برای برطرف کردن این نیازها و تحصیل دختران، باید به فکر گسترش فضاهای دانشگاهی بود.[49]
این امر این قدر مهم است که امروزه یکی از شاخص های پیشرفت هر جامعه ای وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نوعی نگرش آن جامعه به زنان دانسته می شود.[50]
با نظر به اهمیت این موضوع سعی شد (ولو ناقص) که نظر اسلام را در این باره بررسی کنیم، اسلام در هزار و چهار صد سال پیش قانون استقلال اقتصادی زنان را گذراند و گفت: (wur (#öq¨YyJtGs? $tB @Òsù ª!$# ¾ÏmÎ/ öNä3Ò÷èt/ 4n?tã <Ù÷èt/ 4 ÉA%y`Ìh=Ïj9 Ò=ÅÁtR $£JÏiB (#qç6|¡oKò2$# ( Ïä!$|¡ÏiY=Ï9ur Ò=ÅÁtR $®ÿÊeE tû÷ù|¡tGø.$#)[51]یعنی مردان را از آن چه کسب می کنند و دست می آورند بهره ای است و زنان را از آن چه کسب می کنند و به دست می آورند بهره ای است. قرآن مجید در این آیه و دهها آیات دیگر همان طوری که مردان را اجازه فعالیت اقتصادی داده و در نتایج آن ها ذی حق دانسته است، زنان را نیز در نتیجه کار و فعالیت شان ذی حق شمرده است.[52]
پس علاوه بر این که زن حق مالکیت دارد بسیاری از کارهای اجرایی نیز جایز است و کارهای اجرایی و اشتغال و فعالیت اقتصادی (البته در چارچوب ضوابط شرعی) نه تنها برای زنان ممنوع نیست بلکه اولی است. زیرا که استعدادهای مختلف است و جامعه نیاز به استعدادهای متفاوت است.
و بالله التوفیق
[2]. مکارم شیرازی، قرآن حکیم و شرح آیات منتخب، ص 517.
[3]. همان، ص 517.
[4]. باقر عاملی، حقوق خانواده، ص 1ـ 2، مرضیه سادات مرتضوی و زهرا سادات مدنی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، ج 3، ص 74.
[5]. دکتر سیاوس مریدی و علی رضا نوروزی، فرهنگ اقتصادی، عمید، فرهنگ فارسی. ادریس معلوف، المنجد فی اللغه، ص 684، راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن / 709.
[6]. منوچهر فرهنگ، فرهنگ بزرگ اقتصادی.
[7]. مرتضی قره باغیان، فرهنگ اقتصادی و بازرگانی، ج 2، احمد طاهری نیا، مجله معرفت، شماره 83.
[8]. سوره نجم / آیات 41 ـ 39.
[9]. سوره حجر، آیه 29.
[10]. سوره لقمان، آیه 20.
[11]. سوره اسراء، آیه 70.
[12]. سوره هود، آیه 61.
[13]. شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 21، ص 390.
[14]. آیه الله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص 152 ـ 165.
[15]. آیه الله جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، ص 202.
[16]. سوره کهف، آیه 49.
[17]. سوره فصلت، آیه 46.
[18]. سوره آل عمران، آیه 18.
[19]. سوره اعراف، آیه 29.
[20]. سوره حدید، آیه 25.
[21]. آیه الله جوادی آملی، زن در آیینۀ جلال و جمال، ص 207 ـ 209.
[22]. سوره نساء، آیه 19.
[23]. آیه الله جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، ص 285 ـ 287، ر.ک تفسیر المیزان، ج 4 / 402 ذیل آیه 19 نساء.
[24]. فصل نامه پژوهش های قرآنی، شماره 28 ـ 27، ص 198.
[25]. آیه الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 2/112.
[26]. شهید مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 200.
[27]. طاهره روحانی، زنان دین گستر در اسلام، ص 42 ـ 43.
[28]. سوره کهف، آیه 79.
[29]. سوره انبیاء، آیه 82.
[30]. سوره سبأ، آیه 12.
[31]. سوره نساء، آیه 32.
[32]. سوره مائده، آیه 1.
[33]. سوره بقره، آیه 275.
[34]. سوره بقره، آیه 188.
[35]. سوره نساء، آیه 29.
[36]. سوره اسراء، آیه 66.
[37]. سوره جمعه، آیه 10.
[38]. ابن کثیر القراشی، تفسیر القرآن العظیم، ج 3/54، سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج 13/152، مولی محسن فیض کاشانی، تفسیر صافی، تحقیق حسین اعلمی، ج 3/181.
[39]. سوره مائده، آیه 2.
[40]. سوره نحل، آیه 14.
[41]. سوره طلاق، آیه 6.
[42]. سوره قصص، آیه 23.
[43]. محمد بن یعقوب کلینی: اصول کافی، ج 5/ 86 و 119.
[44]. همان، ج 5/ 151.
[45]. همان، ج 5/ 86.
[46]. همان / 119.
[47]. همان / 151.
[48]. همان / 151. احمد طاهری نیا، مجله معرفت، ش 83.
[49]. www. Esra.org.
[50]. بهار فرزانه، نقش تعاون در بهبود موقعیت زنان در جامعه ما، مجموعه مقالات و عملکرد تعاون زن اشتغال وزارت تعاون. بهار 1375. به نقل از پایگاه حوزه.
[51]. سوره نساء، آیه 32.
[52]. ر.ک: شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 19.